گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸

 

نازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل

او همی سوزدت از عشق و تو می‌ساز ای دل

اگرت میل به خورشید رخش خواهد بود

بر حدیث دگران سایه بینداز ای دل

او به آواز تو چون گوش نخواهد کردن

هیچ سودت نکند ناله به آواز ای دل

چونکه پیوسته دل سوخته میخواهد دوست

گر نه قلبی تو، در آتش رو و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی