گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۷۰

 

نیست در شهر گرفتارتر از من دگری
نبد او تیر غم افگارتر از من دگری
بر سر کوی تو دانم که سگان بسیاراند
نیک بنمای وفادارتر از من دگری
وه که آن روی به جز من دگری را منمای
تا نمیرد ز غمت زارتر از من دگری
شرمسارم ز گران جانی خود، زانکه نماند
بر سر کوی تو بسیارتر از من دگری
محنت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی