گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۶

 

یار ما یار دگر کرد چه تدبیر کنیم
قصه مشکل خود پیش که تقریر کنیم
دوست دشمن بود آن سنگدل و دشمن دوست
حد ما نیست که این قاعده تغییر کنیم
کاغذ و کلک چو پیچد سر از قصه ما
بر رخ زرد به خون مژه تحریر کنیم
پیر ما گفت بتان مظهر حسن ازلند
ما نظر در رخ شان از نفس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی