گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۶۴

 

مهی از راه برآمد نه که افزون ز مه است این
سر من خاک ره او اگر آن کج کله است این
همه حسن است و ملاحت همه لطف است و صباحت
نه بت چارده ساله که مه چارده است این
شده بر هر سر راهش سپهی جمع ز خوبان
بشکن گو سپه شه که شه صد سپه است این
نه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی