گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸

 

بی تو از صد شادیم یک غم به استبا تو یک زخمم ز صد مرهم به است
گر ز مشرق تا به مغرب دعوت استچون نمی‌بینم تو را ماتم به است
از میان جان ز سوز عشق توگر کنم آهی ز دو عالم به است
می‌نگویم از بتر بودن سخنمی چه پرسی حال من هر دم به است
گرمی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار