گنجور

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۷

 

ای نهان در ذات پاکت ذات کَون
وی عیان نور تو در مرآت کَون
مدتی بیمدت دور زمان
بود دایم با تو خوش اوقات کَون
میگذشتی روز و شب بی روز و شب
بر مراد خویشتن ساعات کَون
محو بودی هم بوصف و هم بذات
در همه حالات تو حالات کَون
علم ذاتت اندر آن محو وجود
گاه کردی محو گه اثبات کَون
عین علمت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی