گنجور

صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۴۹

 

من نمی‌گویم چرا با دوستانت کین بود
خود بگوی ای نازنین شرط محبت این بود
حال دل‌های شهیدان غمت از لاله پرس
کوس راپایش ز داغ دوستی رنگین بود
تیر تو نگذاشت دیگر آرزویی در دلم
منت از وی تا قیامت بر دل خونین بود
زیر تیغت گر که خندیدم عجب ناید تو را
آب شمشیرت زبس ای نوش لب شیرین بود
خوش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی