گنجور

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۴

 

ملامت می کند دشمن مرا در عشق ورزیدن
به چشم عاشقان باید جمال شاهدان دیدن
نگردانند بدگویان مرادوراز نکورویان
به آواز سگان نتوان ز کوی دوست گردیدن
میان خلق می باید که عاشق راز نگشاید
ولی هرگز نمی شاید به گل خورشید پوشیدن
ملامت با دپندارم چووصل دوست می خواهم
به هر بادی نمی شاید چو برگ بیدلرزیدن
تورا ای ماه خرگاهی رسد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی