گنجور

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۱۹ - در شکر

 

منعمی بر پیر دهقانی گذشت اندر دهینان جو می‌خورد و پیشش پاره‌ای بز موی و دوک
گفتش ای مسکین نگر با آنچنان روزی و عیشپیر دهقان گفت من لذاتنا این الملوک


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۱

 

شرع هر دین بهرهٔ او نیست جز رفع شکوک

قبضهٔ تیغی فرنگی ساخت با دندان خوک

گرچه حکم یک نفس سازست در دیر و حرم

نالهٔ ناقوس با لبیک نتوان یافت‌کوک

از تکلف چون‌گذشتی رسم و آیین باطلست

مشرب عریانی از مجنون نمی‌خواهد سلوک

غیر خوبان قدردان دل نمی‌باشد کسی

عزت آیینه باید دید در بزم ملوک

دورگردون با مزاج‌کاملان ناراست است

رشته سست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی