گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸۶

 

زندگی را از قد خم عبرت آگه می‌کنم

وقف رعنایی بساطی داشتم ته می‌کنم

پوچ می‌یابم سر و برگ بساط اعتبار

این‌ کتانها را خیال پرتو مه می‌کنم

در خرابات تغافل درد هم ناصاف نیست

چشم اگر پوشم جهانی را منزه می‌کنم

ضبط دل در قطع تشویش املها صنعتی‌ست

چون گهر زین یک گره صد رشته کوته می‌کنم

یک نفس‌گر سر به جیبم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی