گنجور

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹

 

یار گفت: از ما بکن قطع نظر، گفتم: بچشم!
گفت: قطعا هم مبین سوی دگر، گفتم: بچشم!
گفت: یار از غیر ما پوشان نظر، گفتم: بچشم!
وانگهی دزدیده در ما می نگر، گفتم: بچشم!
گفت: با ما دوستی می کن بدل، گفتم: بجان!
گفت: راه عشق ما می رو بسر، گفتم: بچشم!
گفت: با چشمت بگو تا: در میان مردمان
سوی ما […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۳

 

گفت بار از غیر ما پوشان نظر گفتم بچشم
وآنگهی دزدیده درما مینگر گفتم بچشم
گفت اگر بابی نشان پای ما بر خاک راه
برفشان آنجا بدامنها گهر گفتم بچشم
گفت اگر بر آستانم آب خواهی زد ز اشک
هم به مژگانت بروب آن خاک در گفتم بچشم
گفت اگر سر در بیابان غمم خواهی نهاد
تشنگانرا مژده از ما بر گفتم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی