گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۱

 

دور از آن در چند در هر دشت و در گرداندم

بخت برگردیده برگردد که برگرداندم

طالعی دارم ‌که چرخ بی‌مروت همچو شمع

شام پیش از دیگر آگه از سحر گرداندم

آگهی در کارگاه مخملم خون می‌خورد

خواب پا برجاست صد پهلو اگر گرداندم

زهره‌ام از نام عشق آبست لیک اقبال شوق

می‌تواند کوه یاقوت جگر گرداندم

خاک هم‌ گاهی به رنگ صبح‌ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی