گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۱

 

آه افسوس از دل خونگرم ما گردد بلند
از شکست شیشه هر کس صدا گردد بلند
بوی خون می آید از فریاد دردآلود من
چون غباری کز زمین کربلا گردد بلند
گوی چوگان فنا شد از تهی مغزی حباب
زود می ریزد بنایی کز هوا گردد بلند
همت مردانه ما از دو عالم درگذشت
گرد این تیر سبکرو تا کجا گردد بلند
موجه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی