گنجور

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار