گنجور

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » گزیدهٔ اشعار رشحه » از یک غزل

 

می‌تپد از شوق دل در سینه‌ام گوئی که بازتیر دل دوزی به دل ز ابرو کمانی می‌رسد
می‌کند از شوق رشحه حرز جان تعویذ عمرسنگ جوری کز جفای پاسبانی می‌رسد
جعد مشکینش مگر سوده به خاک پای شاهکز شمیمش برمشامم بوی جانی می‌رسد
شاه محمود جهانبخش آن که جسم مرده رااز دم جانبخش او روح روانی می‌رسد


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه