گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱۰

 

درس هستی فکر تکراری ندارد خوانده‌ گیر

ای فضول مکتب رنگ این ورق‌گردانده‌گیر

آنقدرها نیست بار الفت این کاروان

دامنت‌گرد نفس دارد چو صبح افشانده‌گیر

جزکف بی‌مغز از این دریا نمی‌آید برون

ای‌گهر مشتاق‌، دیگی از هوس جوشانده‌گیر

رنگ پروازت چو شمع آغوش پیداکرده‌ست

با وداع خویش این‌کر و فر از خود رانده‌گیر

ای جنون چندین غبارکر و فر دادی به باد

خاک بنیاد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی