گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۲

 

از قناعت خاک باید کرد در انبان حرص

آبرو تا کی شود صرف خمیر نان حرص

هیچ دشتی نیست‌ کز ریگ روان باشد تهی

بر نمی‌آید حساب از ریزش دندان حرص

هر طرف مژگان‌ گشایی عالم خمیازه است

از زمین تاآسمان چاک است در دامان حرص

دعوت فغفور ماتمخانه‌ کرد آفاق را

موکشی زایل نشد ازکاسه‌های خوان حرص

ای حریصان رحم بر احوال […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی