گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳۵

 

عزم آن دارم که از دل نقد جان بیرون کنم
آرمت در پیش و خود را از میان بیرون کنم
قامتم از غم دو تا کردی، ز آه من بترس
کاسمان دوزد خدنگی کز کمان بیرون کنم
گر چه در خون منی، گر تیر بر جانم زنی
تیر تو بیرون نیارم کرد، جان بیرون کنم
سرو من یک ره به گلزار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی