گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۸

 

دل سرای خاص شد، از مجلس عامش مگوجان چو بر جانان رسید، از پیک و پیغامش مگو
مرغ جان ما، که از تار بدن بودش قفسباز دست شاه گشت، از دانه و دامش مگو
ما از آن یوسف به بویی قانعیم، ای باد صبحبوی پیراهن چو آوردی، ز اندامش مگو
ای که میگویی: خیال او توان دیدن به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی