گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸

 

ماه کشمیری رخ من، از ستمکاری که هستمی‌پسندد بر من بیچاره هر خواری که هست
چشم گریانم ز هجر عارض گل رنگ اوابر نیسان را همی ماند، ز خون باری که هست
ای که بر ما می‌پسندی سال و ماه و روز و شبهر بلا و محنت و درد دل و زاری که هست
نیست خواهد شد وجود […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی