گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸۵

 

تیغ در دست است یار از جیب بیرون آر سر

صبح شد بی‌پرده از خواب ‌گران بردار سر

فال آهنگ شهادت زن که در میدان عشق

هست بی‌سعی بریدن پای بی رفتار سر

در محیط عشق‌کافسون شهادت موج اوست

چون حباب از الفت تن بایدت بیزار سر

از زبان بینوای شمع می‌آید به‌گوش

کای حریفان نیست اینجا عافیت دربار سر

ای فلک در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی