×
شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۲
دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگز
گوش قولی چو کلامت نشنیده هرگز
سالها باد صبا بر سر کویت گردید
به سراپردهٔ وصلت نرسیده هرگز
گرچه نقاش بسی نقش کند صورتها
[...]
۷ بیت
جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۳۹ - داستان دختر بازغه نام از نسل عاد که به مال و جمال نظیر خود نداشت و غایبانه عاشق جمال یوسف شد و در آن آیینه جمال حقیقت دید و از مجاز به حقیقت رسید
به گیتی مثل او نادیده هرگز
ز کس مانند او نشنیده هرگز
۱ بیت
جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۵ - در معنی عشق صادقان و صدق عاشقان
نی محنت عشق دیده هرگز
نه داغ بتان کشیده هرگز
۱ بیت