گنجور

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۹

 

مدتی شد که به جان باتو در آمیخته ایم

در سر زلف دلاویز تو آویخته ایم

جوی آبی که روان در نظرت می گذرد

آب چشمیست که ما بر گذرت ریخته ایم

پردهٔ دیدهٔ ما در نظر ما به مثل

[...]

۷ بیت
شاه نعمت‌الله ولی
 

طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲۳

 

تا شراری ز دل سوخته انگیخته‌ایم

استخوان بندی افلاک ز هم ریخته‌ایم

در نظر گرچه یکی تار ضعیفیم ولی

صدکشاکش زقضا دیده و نگسیخته‌ایم

اشک پالائی ما از مژه امروزی نیست

[...]

۵ بیت
طالب آملی
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۷

 

گفتی که هزار حیلت انگیخته ایم

تا طرح جدائی این دو را ریخته ایم

خود را بکشی رقیب اگر دانی باز

کامروز چگونه با هم آمیخته ایم

۲ بیت
صفایی جندقی