×
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۴
گرنه یار از زلف برقع پیش روی خود کشد
جمله دلها را به دام آرزوی خود کشد
من ز سر گویی تراشیدم زهی سرگشتگی
گر سوار من خم چوگان ز گوی خود کشد
خاک کویش بر تنم باشد ز رحمت خلعتی
[...]
۷ بیت