×
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مجنون و لیلی » بخش ۲۷ - خرامش کردن سرو لیلی، با سرو قدان همسایه، سوی بوستان، و شناختن آزادهای آن نو بران را، و زبان سوسنی کشیدن، و غزلی جگر دوز، از یک اندازهای مجنون، به آواز نرم روان کردن، و بر دل لیلی زدن، و کاری آمدن، و باز جست کردن لیلی طیرگی بلبل خار نشین خود را، و آزمودن آن راوی تعطش لیلی را، سوی خونابهٔ مجنون و مرگ مجنون، به قبلهٔ کرم کردن، و سوخته شدن لیلی، و به گرمی در خانه باز آمدن، و به تب اجل گرفتار شدن
تا زیست، نظر به سوی تو داشت
چون مرد، هم آرزوی تو داشت
۱ بیت
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۰
چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت
تورا در آینه میدید و جستجوی تو داشت
به هر دکانکه درین چارسو نظرکردم
دماغ ناز تو سودای گفتگوی تو داشت
به دور خمکدهٔ اعتبارگردیدیم
[...]
۱۲ بیت
نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۴۵
گلزار به کف نسخه ای از روی تو داشت
سنبل به چمن نکهتی از موی تو داشت
در یک ضربت دو زخم خورده است دلم
هم چشمی ذوالفقار ابروی تو داشت
۲ بیت
