×
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۹
هر چند جز فریب و فسونت نیافتم
یکدم ز جان خویش برونت نیافتم
هرجا که هست چون همه نام و نشان توست
در حیرتم ز خویش که چونت نیافتم
برهم زدم بنفشه و سنبل بسی چو باد
[...]
۷ بیت