گنجور

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۸۷

 

به امّیدی که لعل جرعه‌نوشی می‌زند خونم

چو می از آتش خود خام جوشی می‌زند خونم

می منصوریم پیموده پیغام هم‌آغوشی

نوای وحدت از فیض سروشی می‌زند خونم

به شکر تیغ او چون غنچه کامم صد زبان دارد

[...]

۷ بیت
حزین لاهیجی
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۳۴۵

 

مگو همدم مگو بیهوده جوشی می‌زند خونم

که جوشی از هوای سرخ‌پوشی می‌زند خونم

۱ بیت
واقف لاهوری