×
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۰۳
تا کی از خلق اسیر غم بیهوده شوی
از همه رو به خدا آر که آسوده شوی
روز و شب در نظرت موج زنان بحر قدم
حیف باشد که به لوث حدث آلوده شوی
مس قلبی چه تکاسل کنی اکسیر طلب
[...]
۷ بیت
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۰۰
از مهر بتان اگر چه فرسوده شوی
رغبت نکنی کز پی بیهوده شوی
گر پا کدلی بترس از آلایش نفس
کالوده شوی و سخت آلوده شوی
۲ بیت