×
جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۴
در سر زلف تو ای دوست چه شرهاست که نیست
در دهان نمکینت چه نمکهاست که نیست
در غم هجر تو ای سرور خوبان جهان
در کدامین دل و جان خون جگرهاست که نیست
در کمال رخ تو نسخه ی جان می بینم
[...]
۸ بیت