×
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۳
بس که چشمان تو خون اهل عالم ریختند
پشته پشته کشته در کوی تو بر هم ریختند
صد هزاران صورت اندر قالب حسن و جمال
ریختند اما ز تو مطبوع تر کم ریختند
هر چه در عالم همی بینم نمی ماند به تو
[...]
۷ بیت