گنجور

طخاری » قطعه

 

لبت گویی که نیم‌کفته گل است

می و نوش اندر او نهفتستی

زلف گویی ز لب نهازیده است

به گله سوی چشم رفتستی

۲ بیت
طخاری
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۱۹ - داستان شاهزاده با وزیر و غولان

 

ای سوسن آزاده کجا رفتستی؟

کامسال به وقت خویش نشکفتستی

مانا که ترا خاک ودیعت پذرفت

ای خاک ندانی که چه پذرفتستی

۲ بیت
ظهیری سمرقندی