×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۳
بر کمر توشه از لخت جگر دارد اشک
سفر کوی که یا رب به نظر دارد اشک
قطرهٔ آب بود در نظر بیدردان
لیک در دیدهٔ ما قدر گهر دارد اشک
هست امروز به رنگی که ندیدم زین پیش
[...]
۴ بیت
