گنجور

علی اشتری » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴ - صبح و شب

 

آن مه که گشوده لعل لب میخندد

بر گریه من به بین عجب میخندد

بر روز سیاه من چو خندد، گوئی:

صبح است و بتاریکی شب میخندد

۲ بیت
علی اشتری