×
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۸
ز چشم شب به یادش کی عنان تاب است بیداری
جواهر سرمه در شبهای مهتاب است بیداری
نشد مژگان به مژگان شب ز اشکم آشنا گردد
به بحر چشم تر در قید گرداب است بیداری
زند موج محیط فیض شب ها اشک می گونم
[...]
۱۱ بیت
