×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۶۰
دو روزه دوریِ آن یار جانی میکشد ما را
بیا ای مرگ ورنه زندگانی میکشد ما را
فریب وعدهٔ آن بیوفا خوردم از این غافل
که عیّار است، وَز لطفِ زبانی میکشد ما را
به فکر کشتن ما روز و شب بهر چه میگردی
[...]
۱۰ بیت
