گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۰

 

شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد

کرد گردش را فرامش در بیابان گردباد

چون ندارد ریشه در صحرای امکان گردباد

می برد آوارگی زود از بیابان گردباد

ریشه در خاک تعلق نیست اهل شوق را

[...]

۱۷ بیت
صائب
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۳

 

بس که انشا کرده دل از آه پیچان گرد باد

می برد از خجلتش سر در گریبان گردباد

آه اشک آلود من گر سایه اندازد به دشت

می کند مشاطه ی رخسار طوفان گردباد

خاتم گرداب در انگشت مرداب تر است

[...]

۱۵ بیت
نورس دماوندی