گنجور

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹

 

چنان عشقش پریشان کرد ما را

که دیگر جمع نتوان کرد ما را

سپاه صبر ما بشکست چون او

بغمزه تیر باران کرد ما را

حدیث عاشقی با او بگفتیم

[...]

۱۵ بیت
سیف فرغانی
 

واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲

 

چه غم گر غمش ناتوان کرد ما را

که کاهیدن جسم جان کرد ما را

چه گوییم ما شکر پیر خرابات

به یک جرعهٔ می ‌جوان کرد ما را

دعاگوی سودای زلف بتانیم

[...]

۶ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۴۰

 

غمت بسیار ویران کرد ما را

دگر آباد نتوان کرد ما را

۱ بیت
واقف لاهوری