×
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹
چنان عشقش پریشان کرد ما را
که دیگر جمع نتوان کرد ما را
سپاه صبر ما بشکست چون او
بغمزه تیر باران کرد ما را
حدیث عاشقی با او بگفتیم
[...]
۱۵ بیت
واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲
چه غم گر غمش ناتوان کرد ما را
که کاهیدن جسم جان کرد ما را
چه گوییم ما شکر پیر خرابات
به یک جرعهٔ می جوان کرد ما را
دعاگوی سودای زلف بتانیم
[...]
۶ بیت
