×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۱
ز دیرین محرمان کس درد پنهانم نمیداند
چنان در دیده میگریم که مژگانم نمیداند
مبادا هیچکس در عشق چون من نابلد یا رب
که دست شوق من راه گریبانم نمیداند
به درگاهش وطن دارم ز عمری غربتم بنگر
[...]
۱۲ بیت
