×
خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۸۸
در باز جان گر آرزوی جان طلب کنی
بگذر ز سرا گر سرو سامان طلب کنی
در تنگنای کفر فرو مانده ئی هنوز
وانگه فضای عالم ایمان طلب کنی
زخمی نخوردی از چه کنی مرهم التماس
[...]
۱۰ بیت