×
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۴
هرشب از زلف تو حال من پریشانتر بود
هردم از لعل تو چشمم گوهرافشانتر بود
گرچه نتواند ز جا جنبید سرو جویبار
بر قدت از شاخ نی در آب لرزانتر بود
گفتیم یک بوسه خواهی یا دو دشنام از لبم
[...]
۷ بیت