گنجور

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۳

 

سودای تو از سر رود اصلاً شدنی نیست

این است بلای که ز سر واشدنی نیست

از پرده برون می‌فکنی راز درون را

طفلی چو تو ای اشک دگر ناشدنی نیست

دلتنگ توام نیست سر باغ و بهارم

[...]

۲۲ بیت
واقف لاهوری