×
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » غزلیات » شمارهٔ ۴۶
هرگز لبم نگشت سرافراز بوسهاش
یک ره ندید سوی خود انداز بوسهاش
جان گرم عشرتست چنان با خیال دوست
کز دل بگوش میرسد آواز بوسهاش
من چون کنم که هر لب تلخی که هست مست
[...]
۷ بیت
