گنجور

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۸

 

دل ز شغل عشق بیزاری نمی‌داند که چیست

هر که شد این‌کاره بیکاری نمی‌داند که چیست

یار هرگز شیوهٔ یاری نمی‌داند که چیست

عمر آیین وفاداری نمی‌داند که چیست

خانه‌ها کرد است بازی بازی از شوخی خراب

[...]

۹ بیت
واقف لاهوری