گنجور

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۷

 

نیست در صحرا پی آهو که هر جا رفته است

عاشق مجنون او زنجیر در پا رفته است

ایکه دستم مینهی بر دل که پرسی حال چیست

ساعتی بنشین کزین شوقم دل از جا رفته است

بر لب آمد از غم هجر تو جان تشنه ام

[...]

۵ بیت
اهلی شیرازی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۶

 

گفتم، ز چه آیا طرب از ما رفته است؟

شوق از سرو، ذوق طلب از پا رفته است؟!

بر چهره چو نردبان چینها دیدم

معلومم شد که عمر بالا رفته است!!

۲ بیت
واعظ قزوینی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۶

 

از برم در جست‌وجویت دل نه‌تنها رفته است

عضو عضوم در تمنای تو از جا رفته است

ما نمی‌نالیم از سنگین‌دلی‌هایت ولی

تا فلک شور شکست شیشهٔ ما رفته است

کی دهم از دست اگر صد گل مرا بر سر زنند

[...]

۹ بیت
واقف لاهوری