گنجور

طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۳

 

ای شاخ گل که چشم بهار از تو روشن است

هر تیره بخت را شب تاراز تو روشن است

یارب چه شعلهٔ تو که در بزم روزگار

نور از تو با تجلی و نار از تو روشن است

ای زلف یار تا دل ما در شکنج تست

[...]

۸ بیت
طالب آملی