گنجور

 
۱
۸۴
۸۵
۸۶
۸۷
۸۸
۱۵۰
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۲

 

در ملک جهان حیات جاوید یکیست

در دور فلک ساغر جمشید یکیست

کس نسبت یار ما بخوبان نکند

خوبان همه ذره اند و خورشید یکیست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۳

 

عمریست که میرود دل اندر ره دوست

ذره نبرد راه به منزلگه دوست

اهلی بدل مست تو گر نیست امید

نومید مباشی از دل آگه دوست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۴

 

بی بختم و دست و دل ز اندیشه تهیست

شیران همه رفتند و سر بیشه تهیست

دوش اینهمه جام می فلک داد بغیر

امروز که دور من بود شیشه تهیست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۵

 

ای برهمن آن عارض چون لاله پرست

رخسار بتان چارده ساله پرست

گر چشم خدای بین نباشد باری

خورشید پرست به که گوساله پرست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۶

 

می نوش که آنکه کعبه کردست و کنشت

خاک همه را مستی عشق تو سرشت

معمور بود بشاهد و باده جهان

موعود بود به کوثر و حور بهشت

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۷

 

سامان دل از بی سر و سامانی ماست

آبادی ملک جان ز ویرانی ماست

گر شد دل جمع ما پریشان چه غمست

جمعیت ما هم از پریشانی ماست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۸

 

در نزد حکیم مس هم از جنس طلاست

وا مانده بخام طبعی از قدر و بهاست

اکسیر چو پخته سازدش زر گردد

پس سوز و گداز، کیمیای مس ماست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۹

 

در دیده عقل عاشقی سوختن است

جان باختی و حکمت اندوختی است

جاهل ز چراغ سوختن می نگرد

غافل که در این سوختن افروختی است

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۰

 

عشق آب حیات و خضر فرح فالست

عشق آینه محول الاحوال است

گر جان نبود بشعق شاید بودن

من زنده بعشقم اینزمان چل سال است

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۱

 

هر چند که صیت شعرم « ظ » آفاق شنفت

کس گرد غمی به مهرم از چهره نرفت

هرگز دل من ز مهر کس شاد نشد

هرگز گل شادی من از کس نشکفت

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۲

 

عشق است که آرزوی جان همه اوست

عشق است که آشیان مرغ همه اوست

نه ترک نه فارسی نه هند و نه عرب

لیکن همه دان و همزبان همه اوست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۳

 

آن شاهد شوخ بین که نغزی عجبست

وان چشم که بادام دو مغزی عجبست

چون بوالهوسان پا مفشارید بوصل

زانروی که وصل پای لغزی عجبست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۴

 

پروانه صفت سوز دلم پنهان است

کارم نه چو بلبل از غمت افغان است

ما را نه که در دهان زبان نیست ولی

فریاد زدن نه شیوهٔ مردان است

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۵

 

سبز شکرین که نیشکر بندهٔ اوست

صد جان بفدای یک شکر خندهٔ اوست

در دور لبش آب حیات است نهان

پیداست که آب خضر شرمندهٔ اوست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۶

 

ای گل که رخ ترا صفایی عجبست

از عشق منت نشو و نمایی عجبست

تا دل به تو دادم شه خوبان شده یی

مرغ دل عاشقان همایی عجبست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۷

 

ای غایت هر هنر که در آدم هست

مقصود منی ز هر چه در عالم هست

من خسته دلم ز خدمتت گر دورم

از ضعف تنست و ضعف طالع هم هست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۸

 

آن غمزده ام که زهر غم نوش منست

محنت کش عالم دل مدهوش منست

دور از تو ستون خانه غم شده ام

بار غم عالم همه بر دوش منست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۹

 

ای آنکه در تو قبله اهل وفاست

هر کس که امیدی بودش از تو رواست

کار همه کس چون شود از لطف تو راست

در کار منت اینهمه اهمال چراست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۰

 

عمرست شبی که با حریف طربیست

مرگست شبی که بی رخ نوش لبیست

این هر دو شب است لیکن از روی حساب

صد سال تفاوت ز شبی تا به شبیست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۱

 

در وادی عشق کز صفت بیرونست

حال دل عاشقان چه پرسی خونست

در هر پس سنگ کشته صد کوهکن است

در هر بن خار مرده صد مجنونست

۲ بیت
اهلی شیرازی
 
 
۱
۸۴
۸۵
۸۶
۸۷
۸۸
۱۵۰
 
تعداد کل نتایج: ۲۹۹۷