گنجور

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۵

 

تشنه ای بر لب جو بین که چه در خواب شدست

بر سر گنج گدا بین که چه پر تاب شدست

ای بسا خشک لبا کز گره سحر کسی

در ارس بی‌خبر از آب چو دولاب شدست

چشم بند ار نبدی که گرو شمع شدی

[...]

۹ بیت
مولانا