گنجور

طالب آملی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۲ - در توصیف اسب خود گوید

 

استخوان پوش مرکبیست مرا

که سر از سیمیا برون آرد

خونچکان موشکی که دورانش

از کف گربه‌ها برون آرد

آنچنان ضعف بر تنش غالب

[...]

۱۵ بیت
طالب آملی
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۲

 

گه از خم، گه زساغر، گه زمینا سر برون آرد

شراب عشق هر ساعت سر از یک جا برون آرد

درین عبرت سرا هر کس که دستی در کرم دارد

گلیم خویش را چون ابر از دریا برون آرد

مگر آتش عنانیها به فریادم رسد، ورنه

[...]

۱۳ بیت
صائب