گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۸۳

 

به ساغر نقل کرد از خم شراب آهسته آهسته

برآمد از پس کوه آفتاب آهسته آهسته

فریب روی آتشناک او خوردم، ندانستم

که خواهد خورد خونم چون کباب آهسته آهسته

ز بس در پرده افسانه با او حال خود گفتم

[...]

۱۳ بیت
صائب
 

مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۳

 

سحر چون رخ نماید آفتاب آهسته آهسته

کشد با ساغر زرین شراب آهسته آهسته

پریشان زلف شب از روی مه بر یک کنار افتد

برون آید رخ روز از نقاب آهسته آهسته

روم تا درگه پیرمغان از دست غم نالان

[...]

۱۰ بیت
مجذوب تبریزی