نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۴ - متفرقه
گفتم آید چو شوم پیر دل از زلف تو باز
سر پیرانۀ من بین و تمنای دراز
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۵ - وله
مشکل به تو افتاده مرا و نتوان گفت
مشکل به تو افتاده مرا مشکلم این است
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۶
گر نیست مه رخت ز چه رو از شکنج زلف
هر شامگه بشکل دگر سر برآورد
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۷
زآه من دل آن سنگدل به تنگ آمد
دلا بنال که این تیر هم به سنگ آمد
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۸
بس که از آه سحر مشعله روشن کردم
دزد شب را سوی دل راه معین کردم
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۱۳
کشتیم زار و نکردی نگه از ناز به رویم
حسن عهد تو همین بود دریغا چه بگویم
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۱۷
پاس خوددار که تو مست و حریف عیار است
دزد جهدش همه آشفتگی بازار است
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۱۸
هرزه گردی نه سزای چو تو شیرین پسر است
کار رندان دگر و شیوۀ خوبان دگر است
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۱۹
دل چو بر عهد تو ای خسرو خوبان ستم
رشتۀ الفت شیرین دهنان بگسستم
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۲۰
بسکه در صورت زیبای تو حیران بودم
غافل از شیوۀ بدعهدی خوبان بودم
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۲۲
چه خطا شد ز من ایخسرو فرخ زادم
که سرم دادی و کردی ز عتاب آزادم
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۲۴
با تو آمیزش غیر الفت قند و مگس است
خودفروشی مکن ایشوخ بس است ارهوس است
نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۲۷
در حیرتم از شوخی آنچشم سیه مست
صد تیر بهم دوزد و گوید که خطا رفت